close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان همدردم
loading...

عاشقانه 98لاورز

خلاصه داستان : نگار دختریه که در تمام عمرش سعی کرده برای دیگران پناه باشه… یک نصفه شب وقتی که دوست صمیمیش ستاره رو از دست یک گروه اوباش نجات میده با آرش نامی آشنا میشه که مسیر زندگی نگار و ستاره رو به جهت دیگه ای میکشونه … دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)    قسمتی از متن رمان : گوشی زنگ می زد و روی اعصابم راه…

آخرین ارسال های انجمن
admin بازدید : 192 شنبه 03 آبان 1393 نظرات ()

رمان جدید عاشقانه

خلاصه داستان :

نگار دختریه که در تمام عمرش سعی کرده برای دیگران پناه باشه… یک نصفه شب وقتی که دوست صمیمیش ستاره رو از دست یک گروه اوباش نجات میده با آرش نامی آشنا میشه که مسیر زندگی نگار و ستاره رو به جهت دیگه ای میکشونه …

pdf دانلود رمان همدردم | خاوردخت کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان همدردم | خاوردخت کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان همدردم | خاوردخت کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان همدردم | خاوردخت کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان همدردم | خاوردخت کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

 قسمتی از متن رمان" target="_blank">رمان :

گوشی زنگ می زد و روی اعصابم راه می رفت.هر چقدر صبر کردم قطع نشد.نهایتا دست سمت گوشی بردم.ساعت سه صبح بود.اسم ستاره روی گوشی خاموش و روشن می شد. دکمه ی گوشی رو با حرص فشار دادم و بهش توپیدم:«اخه بیمار مریض روانی بی شعور.توکه می دونی فردا دانشگاه دارم.تو که می دونی کنفرانس دارم.د اخه نمیشد یه امشب از این مرض کوفتیت بگذری؟نفهم بی عقل.الان من چجوری دوباره کپه بزارم؟هان؟؟»
صدایش ترسیده و ارام به گوشم رسید:«نگار…»
عصبانیتم محو شد.صدایش لرز به وجودم انداخت:«هان؟ستاره چی شده؟؟کسی حالش بد شده؟؟ستاره چه خبره دارم سکته می کنم.»
ستاره:«نگار…»
من:«مرگ نگار.داخه کدوم گوری هستی تو؟»
ستاره:«تو کوچه.»
خواب از سرم پرید.بلند شدم تو جام نشستم و تقریبا جیغ زدم:«چیـــــــــــی؟تو مگه شیفت شب نداشتی؟؟پس تو کوچه چه غلطی می کنی؟»
ستاره:«حالم بد بود شیفتو تحویل دادم.ماشینم پنچر شد.الانم یک سری پسر افتادن دنبالم.نگار من می ترسم.»
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سایت عاشقانه 98 لاورز در فروردین ماه سال 1393 همراه با شروع سالی نو به منظور ارائه بهترین و جامع ترین سایت خدمت رسانی به تمامی پارسی زبانان میهن عزیزمون ایران شروع به کار کرده است . امید است که با وجود این خانواده بتوانیم برای شما بهترین باشیم ...
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به عشق مجازی اعتقاد دارین ؟








    پرچم کدوم بالاتره؟