close
تبلیغات در اینترنت

داستان عاشقانه

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

موضوعات

مطالب عاشقانه

متن عاشقانه

دل نوشته

اس ام اس عاشقانه

داستان عاشقانه

عکس عاشقانه

رمان عاشقانه

آهنگ عاشقانه

جملات عاشقانه زیبا

متن های بلند عاشقانه

جملات عاشقانه تصویری

جملات بزرگان

مطالب عاشقانه پاورپویینت شده

مجله عاشقانه 98لاورز

آهنگ بی کلام

عاشقانه دخترونه

عاشقانه پسرونه

آهنگ زنگ عاشقانه

لایه باز عاشقانه Psd

عکس

عکس عاشقانه جدید

دختر و پسر

تنهایی - غمگین

عکس نوشته

نی نی های ناز

عکس فانتزی

عکس هنرمندان

طبیعت

عکس ها عاشقانه متحرک

عکس بازیگران زن

عکس های کمیاب

عکس بازیگران مرد

تک عکس

والپیپر

عکس دختران زیبا

عکس ماشین

عکس متحرک

عکس های مختلف

عکس های منتخب

اس ام اس

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس سیگار

اس ام اس بوسه

اس ام اس دونفری

اس ام اس دوستی

اس ام اس تنهایی

اس ام اس به سلامتی

اس ام اس ضد پسر

اس ام اس ضد دختر

اس ام اس خنده دار

رمانتیک و احساسی

اس ام اس فلسفی

اس ام اس دلتنگی

اس ام اس مناسبتی

اس ام اس فاز سنگین

اس ام اس فصلی

اس ام اس جدید و زیبا

اس ام اس پَ نَ پَ

اس ام اس غمگین

اس ام اس شب بخیر

اس ام اس دوست دارم

اس ام اس قهر و آشتی

اس ام اس دلشکسته

اس ام اس متفرقه

اس ام اس انگلیسی

اس ام اس خیانت

اس ام اس تیکه دار

رمان

رمان جدید

رمان عاشقانه

رمان آبی به رنگ احساس من

رمان تو مال منی

رمان دیکته زندگی

رمان یاس

رمان نفس بارون

مدل و زیبایی

مدل لباس زنان

مدل لباس مردانه

مدل لباس بچه گانه

طراح های ناخن

آرایش

مدل شال و روسری

مدل موی

لوازم دخترونه

فیلم و آهنگ

فیلم ایرانی

تک آهنگ

آلبوم ایرانی

خارجی

انیمیشن

فیلم خارجی

کلیپ عاشقانه

سریال فاطمه گل

دانلود دکلمه با متن

دلم گرفته در تنهایی

راز عاشقی و سبک زندگی

راز عاشقی و سبک زندگی

بازی

بازی ها اندروید

بازی های آیفون و آیپد

بازی کامپیوتری

اخبار

جدید

سرگرمی

جوک

عکس خنده دار

ترول

مطالب طنز

عمومی و متفرقه

چهره‌ها و خبرها

آرایش و زیبایی

زناشویی و ازدواج

سریال

دردسرهای عظیم

انقلاب زیبا

معراجی ها

کیفر

سریال افسانه خورشید

نرم افزار موبایل

آندروید

آیفون

آهنگ پیشوار

ایرانسل

همراه اول

جملات بزرگان

قالب وبلاگ

قالب زربلاگ

قالب بلاگفا

زیبا سازی وبلاگ

آیکن

بالا برنده

شکلک های جدا کننده

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دستشو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد.

طلاق

هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم, از من پرسید چرا؟!

اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی

 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,داستان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: سه شنبه 19 اسفند 1393 ساعت: 3:1

نظرات()

تعداد بازديد : 347

به این پست رای دهید:

رمان کوتاه عشق قشنگ

 هر کی میخواست یه زندگی عاشقانه رو مثال بزنه بی اختیار زندگی سام و مولی رو بیاد می آورد.
یه زندگی پر از مهر و محبت.
تو دانشگاه بصورت اتفاقی با هم آشنا شدن ،سلیقه های مشترکی داشتن ،هر دو زیبا ،باهوش و عاشق صداقت و پاکی بودن و خیل زود زندگی شون رو تو کلیسا با قسم خوردن به اینکه که تا اخرین لحظه عمرشون در کنار هم بمونن تو شادی دوستان و خانواده هاشون اغاز کردن.
همه چیشون رویایی بودو با هم قرار گذاشتن بودن یک دفترچه خاطرات مشترک داشته باشن تا وقتی پیر شدن اونا رو برای نوه هاشون بخونن و با یاد اوری خاطرات خوش هیچوقت لحظه های زیبای با هم بودن رو از یاد نبرن.
واسه همین قبل از خواب همه چی رو توش مینوشتن .

♦♦ 98 لاورز ♦♦

برای مشاهده ادامه به ادامه مطلب مراجعه کنید...

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,متن عاشقانه,دل نوشته,داستان عاشقانه,رمان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: جمعه 15 اسفند 1393 ساعت: 2:13

نظرات()

تعداد بازديد : 183

به این پست رای دهید:

داستان گریه دار تخته سیاه

داستان گریه دار تخته سیاه

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

...

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,داستان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 06 اسفند 1393 ساعت: 22:23

نظرات()

تعداد بازديد : 228

به این پست رای دهید:

محبت خیلی از آدما...-داستانی زیبا و آموزنده

داستان،داستان محبت،98 لاورز

پینشنهاد می کنم حتما این داستان رو در ادامه مطلب بخونید :)

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,داستان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: جمعه 01 اسفند 1393 ساعت: 22:1

نظرات()

تعداد بازديد : 145

به این پست رای دهید:

معنای خوشبختی ( داستان عاشقانه) 94

معنای خوشبختی ( داستان عاشقانه) 94

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,داستان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 22 بهمن 1393 ساعت: 22:20

نظرات()

تعداد بازديد : 161

به این پست رای دهید:

داستان زیبای عشق گم شده

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, لباسهام رو عوض کردم و بعد بهش گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم, از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی.اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک می ریخت, می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا؟ اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم, چرا که من دلباخته یک دختر جوان به اسم"دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم….

ادامه مطلب بروید ...

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,داستان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 22 دي 1393 ساعت: 9:19

نظرات()

تعداد بازديد : 216

به این پست رای دهید:

داستان

 

چهارده سالم بود که یه داستان عاشقانه ی بلند شروع شد...
 
اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم...

اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم..

اون موقع محمد فقط هفده سالش بود..
اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین.
چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک....

اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود...
هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم.
زنگ میزد..

چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم...
اوایل اول دبیرستانم بود..

 

بقیه داستان در ادامه مطلب .....

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,داستان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: پنجشنبه 18 دي 1393 ساعت: 14:0

نظرات()

تعداد بازديد : 209

به این پست رای دهید:

داستان عاشقانه و غمگین بی وفایی 94

همیشه میگفت : تو خوشگل ترینی تو بهترینی ، چشمات حکم یک قرص آرامش بخش رو واسم داره . . .
آغوش پر مهرت رو با هیچ چیزی تو دنیا عوضم نمیکنم بانوی دوست داشتنی من . . .
آره اون راست میگفت من خیلی زیبا و تو دل برو بودم اما این روزگار حسود زیباییمو ازم گرفت .
پس از بارها دکتر رفتن و آزمایش دادن فهمیدم که سرطان خون دارم :(
اما دنیا رو سرم خراب نشد چون میدونستم عشقم همیشه باهامه و یه تکیه گاه امن برای غلبه بر مشکلات . . .
هفته ای یک بار شیمی درمان" target="_blank">رمانی م میکردند !

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب عاشقانه,داستان عاشقانه,

نویسنده:

تاریخ: جمعه 28 آذر 1393 ساعت: 20:33

نظرات()

تعداد بازديد : 188

به این پست رای دهید:

ليست صفحات

تعداد صفحات : 3

درباره ما

سایت عاشقانه 98 لاورز در فروردین ماه سال 1393 همراه با شروع سالی نو به منظور ارائه بهترین و جامع ترین سایت خدمت رسانی به تمامی پارسی زبانان میهن عزیزمون ایران شروع به کار کرده است . امید است که با وجود این خانواده بتوانیم برای شما بهترین باشیم ...

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

به عشق مجازی اعتقاد دارین ؟








پرچم کدوم بالاتره؟